اکیدنا (Echidna)

سلام

هیولای مونثی که نیمی پری و نیمی مار بود و در غاری زندگی میکرد. او تنها هنگام شکار غار را ترک میکرد و هر موجودی که از آن حوالی میگذشت را میخورد. این موجود، فانی اما دارای عمری طولانی بود و توسط آرگوس کشته شد.او با تايفوسوس ازدواج ميكند

هکتاتون کایرس

سلام

هکتاتون کایرس به معنی “صد دست” است. این موجودات با 50 سر و 100 دست قدرتمند، فرزندان گایا و اورانوس بودند. این سه موجود صد دست، از پدر خود متنفر بودند و اورانوس آنها را به رحم مادرشان باز گرداند. آنها بعدها در شورشی علیه اورانوس شرکت کردند، اما کرونوس(برادرشان) باز هم آنها را به زندان انداخت و بعد توسط زئوس آزاد شدند و به نبرد با تایتانها پرداختند. آنها میتوانستند در آن واحد چندین تخته سنگ عظیم را به سمت دشمنان خود پرتاب کنند.

چه قدر باحاله!!

جن خانگي

سلام          

جن هاي خانگي موجوداتي هستند كه توسط جادوگران به بردگي برده شده اند.بين 60 تا 90 سانتي متر قد و گوش هاي كشيده و صداي زير دارند.معمولا براي اشاره به خودشان از ضمير سوم شخص استفاده مي كنند.مجبور هستند به حرف صاحب خود گوش كنند و هر وقت اشتباهي كنند تنبيه مي شوند و خود را تنبيه مي كنند.تنها راهي كه مي توانند از سلطه ي صاحب خود خارج شوند اين است كه صاحبشان به آنها يك تكه لباس بدهد. دابي (dobby) يك جن خانگي هستش


گابلين و اورك

            گابلين:

            كلمه ي گابلين در ابتدا در آلماني Kobold  بوده است و سپس در لاتين به Gobelinus تغيير پيدا كرده است.بعدها اين كلمه در انگليسي Anglo-Norman به Gobelin معروف شده است و امروزه Goblin نوشته ميشود.گابلين ها بين 60 تا 90 سانتي متر قد داشته اند و اكثرا لاغر و كچل بوده اند.تفاوت ظاهري چنداني بين زن ها و مردهاي آنها ديده نشده است.

            اورك:

            كلمه ي اورك در انگليسي قديم Demon بوده است.اورك ها داراي پوست سبز و مهارت جنگي بالايي بوده اند.

            ملكور(يكي از خدايان خبيث)به دليل دشمني و نفرتي كه از ايلواتار داشت ،اقدام به دزديدن سه جواهر سيلماريل كرد و در نتيجه ي اين اقدام ملكور نفرين شد و از آن پس مورگوت ناميده شد.در ادامه مورگوت به سرزمين انسان ها رفت(همان جايي كه الف ها به آن جا فرار كرده بودند.)و الف ها را گروگان گرفت.در پي آن ، الف ها را مجبور به كار سخت و تحمل گرسنگي كرد و به اين دليل الف ها تبديل به موجوداتي خبيث و وحشي شدند به حدي كه اقدام به خوردن هم ديگر كردند و به همين دليل الف هاي ضعيف تر تبديل به گابلين و الف هاي قوي تر تبديل به اورك شدند.سپس مورگوت براي حمله به ايلواتار از گابلين ها و اورك ها استفاده كرد و ايلواتار هم براي مقابله با آنها با ديگر خدايان پيمان بست و در نتيجه مورگوت شكست خورد.

            مورگوت بار ديگر قصد حمله به ايلواتار را كرد براي همين پس از هزاران سال بار ديگر به سمت ايلواتار حركت كرد ، اما انسان ها و الف ها با توجه به نارضايتي از مورگوت به مورگوت حمله كردند و او را از بين بردند.

گابلين و اورك

ملكور

مورگوت و فينگولفين

با سلام
اول از همه مي خواهم خودمون رو معرفي كنم
ما دو تا از بچه هاي سال دوم (داريم ميريم سوم) مدرسه علامه حلي 1 تهران هستيم كه از كتاب هاي خيالي از قبيل هري پاتر ،ارباب حلقه ها و ... خوشمون مياد
تعدادي از افراد هستند كه نمي تونند موجودات خيالي رو به خوبي تصور كنند
به همين دليل ما اين وبلاگ را راه اندازي كرديم تا بتوانيم شما را با موجودات خيالي آشنا كنيم
                                                                                                               با تشكر
                                                                                             محمدرضا اصولي و فربد اسماعيلي

تصويري از كايمرا موجود افسانه اي يونان باستان

پي نوشت:ما منتظر نظرات،انتقادات،پيشنهادات و كمك هاي شما هستيم.

پي نوشت2:آدرس زير ، مختص اين وبلاگ هستش و هر گونه پيامي رو در رابطه با اين وبلاگ به آدرس زير بفرستيد.

dobbyinyourmind@yahoo.com

تایفویوس (Typhoeus)

سلام

تایفویوس، اژدهایی با نفس آتشین، صد سر و خستگی ناپذیر بوده است. گایا، در اوج نا امیدی او را به دنیا آورد تا از تایتانها در مقابل المپیان محافظت کند. او تا حد زیادی موفق میشود و تعدادی از خدایان المپ را فراری داده و زئوس را به بند میکشد. هرمس به نجات زئوس میآید و زئوس هم با استفاده از تیرهای صاعقه، تایفویوس را از بین میبرد. گفته میشود که تایفویوس زیر کوه اتنا (Etna) در سیسیل دفن شده است.


 

غول(ترول)

براي غول ها از دو منبع استفاده شده است كه به صورت جداگانه به هريك از آنها مي پردازيم:

          هري پاتر:

          در ابتدا نژاد غول ها بسيار متنوع بود اما پس از كشتار آنها توسط جادو گران ، آنها به ناچار براي در امان ماندن از دست جادوگران در دره هاي بين كوه ها گرد هم آمده و كنار هم زندگي مي كنند.يكي از علايق آنها گرفتن هديه است و يكي از هديه ي مورد علاقه شان نيز آتش جاودان است.اما مشكل اساسيشان اين است كه اصلا با هم سازش نمي كنند و مرتبا يكديگر را به قتل مي رسانند.به همين جهت مرتبا رييسشان عوض مي شود و از دلايل اصلي كشتن رييس ها تصاحب هداياي وي مي باشد.

     يكي از انواع غول ها ترول است كه در ادامه تنها به معرفي اين نوع غول در دو منبع مختلف مي پردازيم:

ترول:ريشه اين كلمه به افسانه هاي اسكانديناوي باز مي گردد و در ابتدا جوتن و سپس جوتنار بوده است.

            هري پاتر:

  در داستان هاي هري پاتر از ترول ها به عنوان نگه بان دريچه ي گريفندور ياد شده است كه در عين حال موجوداتي بي رحم،زشت،بزرگ و احمق هستند كه با خود گرز حمل مي كنند و با زبان خاص خود صحبت مي كنند.

            ارباب حلقه ها:

  پس از ساخت قلعه اي توسط مورگوت در ميان كوه ها ، وي با استفاده از جادو از سنگ كوه ها ترول مي ساخته است.از ويژگي هاي ترول ها آن است كه در آفتاب نمي آيند زيرا در غار هاي تاريك ساخته شده اند و هنگام ساخته شدنشان خورشيدي جديد در آسمان بوده است.هنگامي كه ترول ها زير نور خورشيد بروند تبديل به سنگ مي شوند و براي بازگشت مورگوت بايد آنها را در غار به حالت عادي بازگرداند.

   يكي از ويژگي هاي ترول ها آن است كه اگر كيف پولشان را فردي بدزدد وي قطعا گرفتار مصيبت شده و مي ميرد.به طور مثال در جايي از داستان فردي كيف پول يكي از ترول ها را مي دزدد و بلافاصله توسط ترول ها دستگير شده و به قتل مي رسد و در جايي ديگر پس از سرقت ، سارق موفق به فرار مي شود اما در حين فرار در دره اي افتاده و مي ميرد.

            نتيجه ي اخلاقي از مبحث ترول ها!!!!!!!

            با توجه به اين كه داستان هري پاتر و ارباب حلقه ها برخواسته از دو تمدن مختلف هستند ، اختلافات بسياري در شكل گيري شخصيت ترول ها موجود است. بنابراين فرهنگ يك ملت نقش بسياري در شكل گيري موجودات خيالي آن دارد.

 

كايمرا

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

سلام

کایمرا فرزند اژدهایی صد سر به نام تایفویوس (Typhoeus) و موجودی نیمه پری، نیمه مار به نام اکیدنا (Echidna) است و یکی از معروفترین هیولاهای اساطیر به شمار میرود. کایمرا موجودی با دو سر شیر و بز در یک سو و دمی با سر مار از سوی دیگر بوده است. بدن او هم نیمی شیر و نیمی بز بوده و از دهانش آتش می ریخته است.

يه عكس از كايمرا

اما بر اساس توضيحات داده شده اين يكي عكس درست تره


آرگوس (Argus)

سلام

بازم يه اسطوره ي ديگه

آرگوس، یکی از قهرمانان اساطیر یونان است که به آرگوس مشاهده گر مشهور است. علت این نام گذاری تعداد فراوان چشمان او بوده که در بعضی روایات 4 چشم و در بسیاری از داستانها و نقاشیها دارای 100 چشم بوده است که در سراسر بدن او قرار داشتند. این خاصیت، آرگوس را به یک نگهبان ایده آل مبدل کرده بود و هرا، همسر زئوس، او را برای نگهبانی زئوس و معشوقه اش ایو (Io)، گماشته بود. اما زئوس به هرمس، پیغامبر خدایان، دستور داد تا ایو را برباید و هرمس خود را به شکل چوپانی درآورد و با حکایتهای طولانی و آوای نی خود، آرگوس را به خواب برد و ایو را دزدید. در بعضی از داستانها، آرگوس در آخر به دست هرمس کشته میشود.

براي ديدن عس بزرگتر روي عكس كليك كنيد

اسب بالدار پگاسوس (Pegasus)

سلام

اسطوره ي يوناني

جانوران افسانه ای یونان باستان

پگاسوس اسبی بالدار و فرزند رابطه مدوزا و پوزئیدون است. او زمانی که سر مدوزا توسط پرسیوس از تن جدا شد، به دنیا آمد و توسط بلروفون اهلی شد.

جانوران افسانه ای یونان باستان

پگاسوس در طی ماجراهای این قهرمان، مرکب او بود و به او در از بین بردن کایمرا کمک کرد. اما زمانی که بلروفون میخواست به کمک او به المپ برسد، توسط زئوس از اسب سرنگون شد و پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آنجا ماندگار شد.


اسم هايي كه در اين گونه مطالب آمده بعدا در مطالب بعدي معرفي خواهند شد

سربروس (Cerberus)

سلام

اين اولين اسطوره ي يوناني كه ميزارم

سربروس هم یکی دیگر از فرزندان تایفویوس و اکیدنا است و سگی سه سر، با ماری به جای دم است. این هیولا نگهبان جهان مردگان بوده است. او به مردگان اجازه ورود میداده و مانع خروج آنها از جهان زیر زمین میشده است. تنها چند تن از افراد زنده موق شدند به طریقی از این سد بگذرند و به دنیای مردگان رفته و بازگردند. یکی از این افراد اورفئوس (Orpheus) بود که توانست با خواندن آواز او را خواب کند و به نجات همسرش یوریدیس (Eurydice) برود. هرکول نیز، در آخرین ماموریت خود موفق شد سربروس را از جایگاه خود خارج کند و به شاه یوریستئوس (Eurystheus) پیشکش کند.

اينم يه عكس ترسناك از او

سيمرغ

يكي از موجودات خيالي كه در داستان هاي ايران نقش بسيار پررنگي داره سيمرغه.حالا مي خوايم سيمرغ رو تحليل كنيم تا جاي موجودات ايراني در اين جا خالي نباشه.

          در ابتدا سيمرغ از دو بخش سين و مرغ(سين به معني شكاري و مرغ به معني پرنده)تشكيل شده است.

اين به ان معناست كه سيمرغ پرنده اي شكاري مانند شاهين يا باز بوده است.

           چنان كه در منطق الطير عطار آمده است پايه داستان اينست که جمعی از پرندگان در جلسه‌ای، برای انتخاب پادشاهی برای خود به اجماع می‌رسند. پس از بحث فراوان سيمرغ را برای اينکار نامزد می‌کنند وبرای يافتنش به راه می‌افتند. اما در راه هريک به دليلی جان می‌بازد و فقط سی(۳۰) مرغ به سيمرغ می‌رسند و آنجا ميابند که طالب و مطلوب يکيست. چون آنها سی مرغ بودند که طالب سيمرغ شدند.

اژدها

     ريشه:

         ضحاك،عربي شده ي آژي دهاك (=اژدها)(آژي=مار بزرگ و دهاك =اسم خاص)در داستان هاي ايراني مظهر خوي شيطاني و زشتي و بدي است.در اوستا موجودي است سه پوزه ي  سه سر شش چشم ، ديو زاد و مايه ي آسيب آدميان و فتنه و فساد.(منبع = چشمه ي روشن ، دكتر غلام حسين يوسفي)

  كلمه ي Dragonابتدا از يوناني وارد لاتين، سپس وارد فرانسه و در آخر در قرن 13 وارد انگليسي شد.

            تصور عام:

        اژدها موجودي خزنده كه در عين حال قابليت پرواز را نيز دارد مي باشد.از دهانش آتش خارج مي شود.از بيشتر خزندگان و پرندگان بسيار بزرگتر است.

براي ديدن عكس در اندازه ي اصلي 600*800 روي عكس كليك كنيد.

الف

سلام
الف:
كلمه ي الف به ترتيب در لاتين Albus ، هندواروپايي پروتو Albh ، آلماني Elbe ، Norse قديمي Alfr ، آلماني پروتو Albiz بوده است و سپس به صورت Elf درآمده است.
ادامه نوشته

هابيت

سلام

  كلمه ي هابيت از كلمه ي هولبيتلن Holbytlan  گرفته شده است كه خود اين كلمه نيز از كلمه ي Hole-dweller به معني فردي كه در سوراخ ميماند از انگليسي قديمي گرفته شده است. هابيت ها كه تقريبا نيم متر قد دارند ، هم قد دورف ها هستند.معمولا لباس هاي با رنگ شاد مي پو شند و كفش ندارند ، زيرا كف پايشان چرمي است. مانند دورف ها در چاله ها و تونل ها زندگي مي كنند.(اما در عمق كمتر)محل زندگي آنها شهر شاير مي باشد و علاقه مند به بر پايي مهماني هستند و در روز تولد شان تمام شهر را دعوت كرده و به جاي هديه گرفتن به همه هديه مي دهند. به طور معمول 6 وعده در روز غذا مي خورند و عاشق صلح و ارامش اند. هابيت ها در استفاده از ابزار بسيار ماهر اند اما ماشين آلات ندارند. شهر شاير بسيار مورد علاقه ي جادوگري مي باشد كه قصد تصرف آن را داردو براي جلوگيري از اين حمله شهر شاير توسط انسان ها محافظت مي شود.    


آيا ارتباطي بين فرهنگ يك ملت و ظاهر،نوع و نقش موجودات خيالي آن وجود دارد؟

سلام

در اين جا قصد داريم پاسخ به اين سوال را در قالب 2 مثال بيان كنيم.

آرش كمان گير

  حضور آرش كه در شاهنامه بسيار پررنگ و غير قابل انكار است را مي توان يك نمونه ي خوب از اين گونه موجودات خيالي بيان كرد.همان گونه كه در شاهنامه همواره سخن از دلاوري ها و مرز داري ها ي ايرانيان به ميان آمده است،آرش نيز مصداقي كامل از ارتباطات فرهنگي با موجودات خيالي مي باشد.

افسانه هاي ايرلند و آريا يي ها
ايرلندي ها كه اصالتا از نژاد آريايي ها بوده اند و مي توان گفت كه نسل جوان از نسل مسني بوده اند كه در ايران سكونت داشتند،ارتباط فرهنگي و اسطوره اي بسيار عميقي با ايرانيان داشته اند كه حضور اسفنديار و آشيل مصداق بارزي از اين گونه است.


 

موجودات خيالي كاغذي

سلام

چند تا عكس جالب از موجودات خيالي كه با كاغذ ساخته شده (همون اوريگامي)


سيمرغ يا شايد هم ققنوس

اينم دوست قديميمون اژدها!!!!!!



كنفرانس موجودات خيالي

سلام

من و فربد در روز 22 /2 / 90 در مدرسه يك كنفرانس داشتيم كه با استقبال 55 نفري مواجه شد

اين كنفرانس در مورد موجودات خيالي بود و عكس بروشور آن را من آپلود كردم و به علت حجم زياد آن را در ادامه مطلب مي گزارم


ادامه نوشته

بشر چرا روي به ساخت موجودات خيالي و غير طبيعي آورد؟

سلام

ديدم دوست خوبم فربد مطلب گذاشته گفتم حيفه مطلب نزارم

بشر همواره از ابتدا به دليل نداشتن برخي از توانايي هاي موجودات ديگر سعي بر آن داشته تا روياهاي خودرا به صورت نماد هايي از موجودات بيان كند.به طور مثال براي تحقق پرواز پرنده ها،داشتن شاخ گاو ها،سرعت يوز پلنگ،قدرت خرس و ... اين عوامل را در موجودات خيالي دخيل كرد.به علاوه براي ارتباط بيشتر با موجودات پيرامون خود موجودات خيالي قدم به عرصه ي وجود گذاشتند و براي ايجادارتباط بهتر اين موجودات قادر به سخن گفتن شدند.

اسطوره

سلام

اين اولين پست من تو اين وب لاگه و اميدوارم با همكاري دوست خوبم محمد رضا روز هاي خوبي را به ارمغان بياريم.

حالا كه مي خوايم راجع به موجودات خيالي صحبت كنيم لازم ديدم اول از همه تعريف اسطوره رو براتون بنويسم.

ريشه ي لغوي:

اين واژه که جمع شکسته عربی آن به گونه اساطير بيشتر به کار می‌رود، سر چشمه ي هندواروپايي دارد. در زبان‌های هندواروپايي نيز مشتقاتی دارد. در سنسکريت  Sutra به معنی داستان است که بيشتر در نوشته‌های بودايي به کار رفته‌است. در يونانی  Historia به معنی جستجو و آگاهی، در فرانسه(فرانسوی) Histoire، در انگليسی به دو صورت Story به معنی حکايت، داستان و قصهٔ تاريخی، و History به معنی تاريخ، گزارش و روايت به کار می‌رود.

تعريف:

اسطوره تلاشی برای بيان واقعيت‌های پيرامونی با امور فراطبيعی است. انسان در تعيين پديده‌هايی که به علتشان واقف نبوده به تعبيرات فراطبيعی روی آورده و اين زمانی است که هنوز دانش بشری توجيه کننده حوادث پيرامونی اش نيست. به عبارت ديگر، انسان در تلاش ايجاد صلحی روحی ميان طبيعت و خودش اسطوره‌ها را خلق کرده‌است.

صفحه ي اسطوره شناسي در ويكي پديا