داستان کوتاه 1

سلام

این اولین داستان کوتاهی که می ذارم رو وبلاگ .

امیدوارم مورد پسند واقع بشه

...................................................................

مرد چشمانش را باز کرد. تمام تنش می سوخت .پرستاری کنار تختش ایستاده بود.

با رنج فراوان پرسید : ((چه اتفاقی افتاده؟)) . زن جواب داد:(( شما خیلی خوش شانس هستید. شما تنها بازمانده از بمباران اتمی هیروشیما هستید. نگران نباشید، اینجا جاتون امنه.))

مرد پرسید :((من کجام؟))

پرستار با خونسردی جواب داد: (( ناکازاکی ))

...................................................................

از کتاب داستان های 55 کلمه ای

ار.ال.استاین

به نام او

نام نویسنده: آر ال استاین

نام واقعی: رابرت لارنس استاین

زندگینامه:

این نویسنده معروف داستان های ترسناک سنین نوجوان, در 8 اکتابر 1943 در خانواده ای یهودی در کلمبوس  اهایو بدنیا آمد.

پدرش, لوئیس استاین یک منشی و مادرش آن استاین یک خانه ساز بود.

او زمانی که در 9 سالگی یک ماشین تحریر قدیمی در زیرشیروانی خانه شان پیدا کرد, نوشتن را با نوشتن کتاب های جوک و لطیفه شروع کرد.

تا زمانی که با مدرک لیسانس ادبیات  از دانشگاه ایالتی اهایو فارق التحصیل شود مجله طنز ساندیال را ویرایش میکرد و پس از این که فارق التحصیل شد به نیویورک رفت تا شغل خود را به عنوان نویسنده در آنجا تصبیت کند. و در آنجا با نام جویال باب استاین, کتاب های طنز بسیاری برای بچه ها نوشت و مجله طنز "موز ها" را تاسیس کرد.

در سال 1986 اولین رمان ترس ناک خود را با نام " ملاقات نابینا" نوشت و به دنبال آن رمان های بسیاری از قبیل "پرستار بچه", "خانه ساحلی"و"بزن و فرار کن" را نوشت

علاوه بر اینها, او رئیس نویسندگان نمایش های "قلعه اورکا" که فصل هایی از آن از 1989 تا 1995 در شبکه نیکلودیون بود.

در سال 1989 استاین شروع به نوشتن  اولین مجموعه کتاب ترس ناک خود را با نام "خیابان ترس" کرد. و قبل از شروع کردن سری (ترس و لرز) او 3 داستان علمی تخیلی طنز را در مجموعه  " افسران فضا" نوشت و بالاخره در سال 1992, او نوشتن طولانی ترین سری کتاب خود یعنی سری ترس و لرز را آغاز کرد.

در آغاز قرن 21, او برروی سری کتاب های بسیاری از جمله "تقریبا ترسناک (یا روحناک)" , " مدرسه به هم ریخته", " خیابان ترس", " تالار کابوس ها(با نام تالار وحشت در ایران ترجمه شده است)" و سری " سرزمین ترس و لرز"( در ایران چاپ نشده است) و البته رمان هایی از قبیل "دختران ترس ناک" و " مزه شب" کار می کرده است.

زندگی شخصی

البته او در ژون 1969 با جین والدهورن ازدواج کرد و تنها پسرشان متیو(مت) در 7 ژون 1980 بدنیا آمد و اکنون در انجمن موسیقی کار میکند.


ادامه نوشته

کافه کتاب 2

سلام

کافه کتاب 2 هم آماده شد و به علت تموم شدن مدارس نمیتونیم بفروشیمش برای همین هم برای دانلود میذارم

سرمقاله رو در وبلاگ نمی ذاریم ( به دلایلی)

برای دانلود کلیک کنید (امیدوارم مشکلی پیش نیاد)

حجم 1 مگابایت

جینا هیپ

سلام

جینا هیپ.jpg

سیپتیموس هیپ

سلام

سیپتیموس هیپ.jpg

سایمون هیپ

سلام

سایمون هیپ.jpg

ملکه الدردا

سلام

ملکه الدردا.jpg

مارسل لوس پای

سلام

مارسل لوس پای.jpg

آتش آبدار

سلام

نیاز به توضیح نداره

آتش آبدار.jpg


مرین مردیت

سلام

ترجمه این کارت با خودم بوده

منبع : سایت سیپتیموس هیپ

مرین مردیت.jpg

تمامی کتاب های سیپتیموس هیپ

سلام

septimus heap book.JPG

دو کتاب سمت چپ در ایران هنوز ترجمه نشده

کتب هفتم هنوز نوشته نشده و magykal papers تاریخچه ی دنیای سیپتیموس هیپ هست


بازی های سایت سیپتیموس هیپ

سلام

بازی چیدن استخوان های دام دانیال

game2.JPG

بازی پیدا کردن کارگاه باشی و پتروک

game3.JPG

game1.JPG

این بازی ها از نوع فلش هست و حجم بالای برای آماده سازی ندارد و به راحتی شما هم می تونید بازی کنید


www.septimusheap.com

سلام

گفتم از همه سایت ها گذاشتم ، سایت سیپتیموس هیپ رو نذاروم حیفه

برای همین چند تا عکس از این سایت هم گذاشتم

نقشه ی اصلی سایت

map 2.JPG

نقشه ی قلعه

castle.JPG

جزیره ی سایرن

syren island.JPG

اطلاعات کاربری من

dashboard.JPG

در مطلب بعدی چند نمونه از بازی های این سایت رو هم می ذارم

تهیه تمامی عکس ها با خودم بوده است.

آرتمیس فاول 8 در راه است

سلام

بنا به خبر رسمی در سایت آرتمیس فاول ، کتاب هشتم آرتمیس فاول با نام "last guardian" ( نام پیشنهادی دابی : آخرین نگهبان ) در تابستان سال 2012 به بازار میاد و ما هم هرچه زود تر منتظر ترجمه ی خیلی خوب خانم رنجبر ، مترجم توانای کشورمون هستیم

اینم یه عکس از جلد پیشنهادی

af 8.bmp

موضوع این کتاب هم مثل تمام کتاب های شماره زوج (2و4و6) آرتمیس فاول به پیکسیه معروف اپال کوبویی مربوط می شه که توی کتاب 6 نا تمام موند

به احتمال زیاد این کتاب پایان کار آرتمیس هست و جلد نهی در کار نیست.


www.percyjacksonbooks.com

سلام

از طریق سایت آرتمیس فاول به سایت پرسی جکسون رفتم و از محیط سایت خوشم اومد و چند تا عکس گرفتم که براتون میذارم

توضیحات : من خودم مجموعه ی پرسی جکسون رو نخوندم

قسمت داستان های مجموعه

percy20.JPG

اینم قسمت معرفی شخصیت ها

dsadasd.JPG

یه سوال اساسی : این مورفئوسه ؟؟؟؟؟


www.pottermore.com

سلام

چند تا عکس از فضای بازی در pottermore میذارم واسه آشنایی برای کسایی که عضو نیستن

دروازه اصلی (gate way)

gate xay.JPG

یک نمونه چوب دستی(مال خودم)

vcx.JPG

فضای گرافیکی کوچه ی دیاگون

diagon alley.JPG

کارگاه معجون سازی

czx.JPG

کتاب راهنمای معجون سازی

motion.JPG

طراحی بازی به شدت جادویی بوده و اعتیاد آور است مواظب باشید !!!!!!!

www.artemisfowl.com

سلام

چند تا عکس از فضای بازی سایت آرتمیس فاول می گذارم ، امیدوارم خوشتون بیاد

art3.JPG

123.JPG

rasfda.JPG

سه مرحله از بازی که حل شده

امتحان


امتحان امتحان امتحان تا جون دارم از ما امتحان می گیرن تو مدرسه اونقدر از ما امتحان می گیرن که از نفس میوفتیم از بس که امتحان دادیم٬و امتحان دادیم٬امتحان دادیم انگار که جز این کاری ندارم اگر می تونستی توی کلمونو نگاه کنی می دیدی که مغزمون سیاهو کبود شده از بس که امتحان دادیم٬و امتحان دادیم٬امتحان دادیم همه فکر و ذهنمون همینه انقدر هر هفته امتحان دادیم که اصلا وقت نمی کنیم چیزی یاد بگیریم   اینم یه عکس جالب

الفبای جن های زیرزمین (آرتمیس فاول)

سلام

اینو از توی سایت آرتمیس فاول در آوردم.

چیز جالبیه.


gnommish_alphabet.jpg


مصاحبه با خانم شیدا رنجبر مترجم مجموعه ی آرتیمس فاول

سلام

این مصاحبه در آذر ماه 90 صورت گرفت و قرار بود در چاپ دوم مجله ی کافه کتاب به چاپ برسد که متاسفانه نشد .

توجه : هرگونه کپی برداری از این مطلب بدون رضایت نویسندگان بوده و قانونا دزدی به حساب می آید و پیگرد قانونی دارد

مصاحبه با خانم شیدا رنجبر مترجم کتاب آرتمیس فاول

-        سلام ، لطفا خودتون رو معرفی کنید؟

-         سلام ، شیدا (shida) رنجبر هستم اما خیلی ها به اشتباه نام من رو شیدا (sheyda) می خونن .در رشته ی بهداشت تحصیل کردم اما به این رشته علاقه نداشتم و بیشتر از همه از نویسندگی خوشم میاد .برای نویسنده شدن باید خیلی تلاش کرد اما من تنبلی کردم  .

-         به نظر خودتون بهترین کتابی که ترجمه کردید چه کتابی بوده ؟

-         به نظر خودم بهترین کتابی که ترجمه کردم کتابی بود به نام دیو .من روی ترجمه ی این کتاب خیلی زحمت کشیدم .این کتاب در مورد پسر بچه ی سیاه پوستی هستش  که یه شب برای دزدی به مغازه ای میرن از قضا صاحب مغازه میمیره و پلیس دستگیرش می کنه  و میافته زندان و باید برای تصمیم دادگاه تا آخر داستان رو خوند . من خودم دفعه اول قبل ترجمه تهش رو نخوندم و با شور و اشتیاق ترجمه می کردم . در این کتاب کلی اصطلاحات آمریکای لاتین استفاده شده و از شانس من همون موقع یکی از فامیلامون از آمریکا آمد و خیلی به من کمک کرد .این کتاب از نظر من خیلی کتاب قشنگیه اما اصلا پیشرفت نکرد .حتی هیج نقدی هم در موردش نوشته نشد

-        چی شد که کتاب آرتمیس فاول رو ترجمه کردید؟

-         اول از همه باید باید بگم که اسم کتاب آرتمیس فاول (fowl) هستش نه فاول (fowel) و خیلی از بچه ها اشتباه میگن .اولین دلیل این بود که کتاب سختی بود ، در همون زمان کتاب بچه های بد شانس هم به من پیشنهاد شد اما خیلی راحت ولی اگه لحنش در می آمد کتاب خیلی قشنگی هست .دومین دلیل این بود که نویسنده دنیای افسانه ای رو با دنیای امروزی قاطی کرده و این کار خیلی قشنگیه

-         هم اکنون روی چه کتابی کار می کنید ؟

-        الان دارم روی کتاب چگونه اژدهایت رو تربیت کن (how to train your dragon) کار می کنم نا جلد چهارش رو ترجمه کردم . (از مجموعه  اصلی 9 جلد چاپ شده )

-        یه کم در مورد تحول آرتمیس صحبت کنید

-        تحول آرتمیس یک تحول عرفانیه و باید بهش دقت بشه .برای مثال یه جا هست که آرتمیس دراز کشیده و داره به آسمون نگاه می کنه  و میگه  قبلا فقط به علم ستارگان و  فاصله این ستاره با اون ستاره دقت می کردم اما الان می بینم که چقدر آسمون قشنگه .آرتمیس از ظلمت به سمت نور حرکت می کنه و آگاهی معنوی بدست میاره . یه جای کتاب هست که یکی از آیه های قرآن اومده و میگه ما همه به سمت نور شناوریم * . یه جایه دیگه هست که شماره یک میگه  :اگه ندونی به کجا می خوای بری سلول هات تو فضا پخش میشن و این یعنی این که اگه ندونی داری چی کار میکنی نابود میشی

-        از کدوم نویسنده خوشتون میاد ؟

-        هر کتابی که قشنگ باشه  می خونم و ترجمه می کنم مهم نیست نویسندش کی باشه .از درآوردن لحن کتاب ها خوشم میاد چون ترجمه برای گروه های سنی مختلف متفاوته.

-        از کدوم شخصیت کتاب آرتمیس فاول بیشتر خوشتون میاد؟

-        نمی دونم چون خیلی بهشون عادت کردم .خود آرتمیس جالبه . باتلر جالب بود چون خیلی وفادار و کم حرفه .

-        از کدوم جلد آرتمیس فاول بیشتر خوشتون میاد ؟

-        از جلد پنجش ، جلد دو عاطفی بود برای همین خیلی تونستم جمله های قشنگ بنویسم . توی جلد پنج تخیل نویسنده خیلی قویه و اون دیوی که می سازه فوق العاده ست چون آرتمیس دیو تره و دیو ه خیلی مهربون و ریزه میزه س .

-        چه جوری تخیلمون را روی کاغذ بیاریم ؟

-        هر چی هست رو سریع بنویس اصلا به لغات یا جملات که غلطه فکر نکن بعد کاغذ رو نخون و چند روز بذار  کنار بعد برش دار و  ازش مطلب در بیار بعد هر جوری که میخوای مرتب کن و هر بلایی می خوای سر هر شخصیت بیار اصلا مهم نیست که باقی افراد چی بگن فقط بنویس

 

-        شخصیت مورد علاقه تون تو داستان ها چیه ؟

آرتین : آرتمیس فاول، هری  پاتر ،پندراگن

نوید :سوروس اسنیپ ،از هری متنفرم ،از روت و باتلر هم خوشم میاد

امیر حسین : نیکلا کوچولو ...

محمد رضا : سام تو ارباب حلقه ها ، ژولیت باتلر ،ولدمورت

فربد : بچه های بدشانس ،آرتمیس متفاوته ، ولدمورت ،از مالفوی بدم میاد ، دیوید کاپرفیلد

-        چه شعری می خونید ؟

-        حافظ و شعر نو ، شعر بهتره ترجمه نشه بعضی از ترجمه ها موفق بوده بعضی ها نه مثلا حافظ ترجمه شده ...!!

سعی کنید جمله های قشنگ کتاب هارو حفظ کنید و هیچ وقت نوشته هاتون رو دور نندازید

-        رفتار مردم نسبت به شما چیه ؟

-        خیلی براشون جالبه ، اما نویسنده ها هم مثل بقیه هستن ،دارن زندگی می کنن

          باتشکر

mosahebe.jpg

     اینم عکسی از مصاحبه که کیفیتش بسیار کمه 

     در آینده ای نزدیک عکس هایی با کیفیت بیشتر از مصاحبه روی وبلاگ می گذاریم


مصاحبه کنندگان : آقایان ارژنگی ، ابراهیمی ،اسماعیلی ،اصولی ،تاج دینی،حرمی پور

نویسنده : آرتین تاج دینی

ویراستار :محمد رضا اصولی

خانم رنجبر زحمت کشیدند با کیک(دست پخت خودشون) و چایی از ما پذیرایی کردند .

و در آخر هم کتاب هایمان را برایمان امضا کردند که دستشون درد نکنه 

تالکین که بود و چه کرد؟

جان رونالد روئل تالکین

 ۳ ژانویه سال ۱۸۹۲   تا درگذشته ۲ سپتامبر سال۱۹۷۳ میلادی

از جمله اثار معروف او  هابیت و ارباب حلقه‌ها از آثار است.

تالکین علاوه بر کتاب‌های یاد شده که معروف‌تر و شناخته‌شده‌تر هستند، آثار داستانی دیگری به نام‌های سیلماریلیون، ماجراهای تام بامبادیل و می‌رود راه پیوسته تا آن سو و کتاب دیگری با نام شهرت پس از مرگ  ، نوشته‌است.

زندگی نامه 

در قرن ۱۸ مهاجرت خانواده «تالکوهن» از «سکسونی» ( آلمان ) به انگلیس و تغییر نامشان به« تالکین»

در سال ۱۸۹۱«مابل سوفیلد» با «آرتور روئل تالکین» ازدواج می‌کند، آرتور مدیر بانک بود اما پس از ترک کارش به آفریقای جنوبی رفت.

در سوم ژانویه سال ۱۸۹۲ ، «جان رونالد روئل تالکین» در «بلومفانتین، آفریقای جنوبی» متولد می‌شود .

در ۱۵ فوریه سال ۱۸۹۶ «آرتور تالکین» می‌میرد. «مابل تالکین»، «جان» و «هیلاری» به انگلیس باز می‌گردند. آنها در شهرکی روستایی در «بیرمنگام» بزرگ می‌شوند.

در سال ۱۹۰۰«مابل تالکین» یک «کاتولیک» می‌شود. کشیشی که معمولاً به خانه آنها میامده «پدر فرانسیس مورگان»، 

در سال ۱۹۰۴ «مابل تالکین» مبتلا به دیابت می‌شود، که در آن زمان علاج ناپذیر بود. او در ۱۵ اکتبر می‌میرد. پسرها توسط «خاله بئاتریس سوفیلد» و «پدر مورگان» نگهداری می‌شوند. اندکی بعد آنها به خانه «خانم فاکنر» می‌روند.

در این زمان تالکین از مدرسه «دستور زبان شاه ادوارد ۴» دیدار می‌کند و علاقه اش به زبان‌شناسی بیشتر می‌شود. به همراه چند تن از دوستان «مدرسه شاه ادوارد» آنها گروه «تی.سی.بی.اس» را که تشکیل می‌دهد.

  در سال ۱۹۰۸با ساکن شدن در منزل «خانم فاکنر»، «جان»، «ادیت برت» زن ۱۹ ساله‌ای را ملاقات می‌کند. «پدر مورگان» داشتن هر روابطی را برای او تا سن ۲۱ سالگی که بتواند از خودش مراقبت کند، ممنوع می‌کند.

 در سال ۱۹۱۱ «جی.آر.آر تالکین» به آکسفورد می‌رود و در آنجا «زبانهای انگلیسی کهن»، «زبانهای آلمانی»، «فنلاندی» و «ولزی» را می‌خواند.

در سال ۱۹۱۳  در سن ۲۱، «جان» دوباره با «ادیت» تماس برقرار می‌کند، اما آنها از هم دور شده بودند و «ادیت» نامزد فرد دیگری شده بود. «جان» او را متقاعد می‌کند تا نامزدیش را بهم بزند و با «جان» نامزد کند.

در این زمان او درجه بالایی در «لغت شناسی» می‌گیرد و به همین دلیل رشته اش را از «ادبیات کهن» به «ادبیات و زبان انگلیسی» تغییر می‌دهد . 

 در سال ۱۹۱۵ «تالکین» در این سال «مدرک درجه یک در انگلیسی» از آکسفورد می‌گیرد و بعد از وقوع جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ به «تفنگداران لنکشایر» می‌پیوندد.

در سال ۱۹۱۶ «تالکین» با «ادیت» ازدواج می‌کند و بعد از ازدواجش به فرانسه فرستاده می‌شود. او در «سام» می‌جنگد اما به علت بیماری معاف و به خانه فرستاده می‌شود. دو تن از سه تن دوستان صمیمیش در جنگ جهانی اول کشته می‌شوند.

در سال ۱۹۱۷ در اوایل سال ۱۹۱۷ او شروع به کار روی داستانی کرد که قرار بود «سیلماریلیون» شود؛ شاهکار تالکین در اسطوره‌شناسی و زبان.

روزی او و «ادیت» برای راهپیمایی به جنگلی رفتند و آنجا در «بیشه‌های شوکران»، «ادیت» برای او رقصید و الهامی برای داستان «برن و لوتین» شد.

داستان «برن و لوتین» داستان مورد علاقه او بود و «ادیت»، «لوتین» او.

اولین پسرشان «جان فرانسیس روئل تالکین» در ۱۶ نوامبر ۱۹۱۷ متولد شد.


در این سالها او یکی از داستانهایش بنام «سقوط گوندولین» را خواند و مورد تشویق بی اندازه شنوندگانش قرار گرفت.

در «لیدز» علاوه بر تدریس به «ای.وی.گوردون» در چاپ «سر گاواین و شوالیه سبز» همکاری کرد. در این زمان او به نوشتن کتابهای «داستانهای گمشده» ادامه داد.

گروهی از نویسندگان مسیحی و محافظه کار آکسفورد که به طور غیررسمی و اکثرا در مهمانی‌ها همدیگر را ملاقات می‌کردند. در این گروه «نویل کوگهیل»، «هوگو دایسون»، «چارلز ویلیامز»، «اوون بارفیلد» و در راس آنها «سی.اس.لوئیس» قرار داشتند و لوئیس تبدیل به یکی از دوستان صمیمی تالکین شد. آنها برای گفتگو، نوشیدن و خواندن مطالب نیمه تمامشان گرد هم می‌امدند.

«تالکین» شروع به نوشتن نامه‌هایی درباره بچه‌ها کرد که به «سانتا کلوس» معروف است و مجموعه اینها که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد «نامه‌های کریسمس پدر» نام دارد. در دوران بزرگسالی «جان» به دنبال کشیشی رفت، «مایکل» و «کریستوفر» به «نیروی هوایی پادشاهی» خدمت کردند. بعد از آن «مایکل» معلم مدرسه شد و «کریستوفر» دانشیار دانشگاه و «پرسکیلا» نیز کارمند اجتماعی . ضمنا «تالکین» اسطوره‌شناسی و زبانش را نیز تکمیل کرد .

یک روز هنگامی که «تالکین» در حال تصحیح ورقه‌های امتحانی بود، مشاهده کرد یک نفر یک صفحه از پاسخنامه اش را خالی گذاشته و روی آن صفحه تالکین جمله‌ای نوشت که محرک ذهنی او شد: «در داخل سوراخی در زمین هابیتی زندگی می‌کرد»! او سپس احساس کرد باید بداند «هابیت» چیست، در چه نوع سوراخی زندگی می‌کند، و اصلا چرا در سوراخ زندگی می‌کند و غیره...

از این بازجویی داستانی ساخته شد که «تالکین» آن را برای بچه‌های کوچکش تعریف کرد. در سال ۱۹۳۶ نسخه ناکامل تایپ شده‌ای از این داستان بدست «سوزان داگنال»، کارمند «انتشارات جورج آلن و آنوین» رسید . او از «تالکین» خواست تا داستانش را کامل کند و نسخه کامل را به «استنلی آنوین» رئیس انتشارات ارائه داد و در ۱۹۳۷ داستان با نام «هابیت» منتشر شد.

در سال ۱۹۴۵ او استاد زبان و ادبیان انگلیسی شد و تا زمان بازنشستگی در ۱۹۵۹ این سمت را حفظ کرد.

«هابیت» به قدری موفق بود که «استنلی آنوین» از «تالکین» خواست تا اگر کاری مشابه برای انتشار دارد به او بدهد. «تالکین» در این زمان شروع به کار بروی افسانه بزرگش «سیلماریلیون» کرده بود . اما ناشر عقیده داشت که کتاب از نظر تجاری قابل انتشار نیست! و دوباره از «تالکین» خواست تا دنباله‌ای بر «هابیت» بنویسد 

این دنباله به زودی به کتابی به نام  «ارباب حلقه‌ها» تبدیل شد.

انتشارات این کتاب را در سه قسمت جداگانه در طول سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ منتشر کرد . بزودی مشخص شد که نویسنده و ناشران تعداد چاپهای کتاب را بسیار کم برآورد کردند، زیرا کتاب با سرعتی نجومی به فروش می‌رفت .

«ارباب حلقه‌ها» نظریات مختلفی بدنبال داشت از نظریات پرشور و تشویق کننده‌ای چون «آئودن» و «لویس» تا منتقدانی چون «ویلسون» و «مویر»

در سال ۱۹۶۸ «ارباب حلقه‌ها» براستی تبدیل به انجیل نیمی از جامعه آمریکا شده بود.

بعد از بازنشستگی در ۱۹۶۹ «ادیت» و «جان» به «بورنموت» رفتند.

 

در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۱ «ادیت» درگذشت و «جان» به آکسفورد و اتاقهایی که توسط «کالج مرتون» آماده شده بود بازگشت. «جان» در ۲ سپتامبر ۱۹۷۳ درگذشت. او و «ادیت» در یک قبر به خاک سپرده شدند؛ در قسمت کاتولیکی قبرستان «وولورکوت»، شمال حومه «آکسفورد»

مقبره تالکین و همسرش ادیت

در سال ۱۹۷۳ افسانه بزرگ «تالکین» که داستانهای مربوط به «دوران اول» و «دوران دوم» بود توسط «آلن و آنوین» منتشر شد . کوچکترین پسر «تالکین»، «کریستوفر» بار ویرایش، کامل کردن و انتشار بزرگترین کار زندگی «تالکین» را بر عهده گرفت. و بدین ترتیب «سیلماریلیون» در سال ۱۹۷۷، «داستانهای ناتمام» در سال ۱۹۸۰ و سری «تاریخ‌های سرزمین میانه» از ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۷ و «فرزندان هورین» در سال ۲۰۰۷ منتشر شدند.

به علاوه داستانهای دیگر مانند «آقای بلیس»،« رووراندم» و «نامه‌های کریسمس پدر» نیز منتشر شدند.

تالکین در ایران 

سه گانه ارباب حلقه‌ها در ایران اولین بار توسط رضا علیزاده ترجمه و به سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات روزنه به چاپ رسید. از هابیت اثر دیگر این نویسنده، در ایران پنج ترجمه به چاپ رسیده‌است. کتابی دیگر با نام درخت و برگ شامل سه داستان خیال‌پردازی از تالکین توسط مراد فرهادپور به فارسی برگردانده شده‌است.

قابل توجه‌است که داستان‌های تالکین بسیار تحت تأثیر حماسه بئوولف بوده‌است که با توجه به علاقه خاص او به آثار ادبی کهن و مطالعات او پیرامون این اثر قابل توجیه‌است. در سه گانه ارباب حلقه‌ها، اشارات زیادی به این اثر دیده می‌شود. بخش دزدیدن جام در داستان هابیت نیز نمونه خیال‌پردازی همین داستان در بئوولف است.

کتابهای ترجمه شده به زبان فارسی از این نویسنده عبارت‌اند از:

سه گانه ارباب حلقه‌ها توسط انتشارات روزنه سال ۱۳۸۲ به ترجمه رضا علیزاده 

یاران حلقه

دو برج

 بازگشت شاه

هابیت(آنجا و بازگشت دوباره) توسط انتشارات روزنه سال ۱۳۸۳ به ترجمه رضا علیزاده.

سیلماریلیون توسط انتشارات روزنه سال ۱۳۸۶ به ترجمه رضا علیزاده 


جوایزو افتخارات برنده جایزه بین الملی داستان خیال‌پردازی در سال ۱۹۵۷ به عنوان بهترین نویسنده خیال‌پردازی‌نویس برای ارباب حلقه‌ها

برنده اولین جایزه گندالف (به افتخار یکی از شخصیت‌های داستان ارباب حلقه‌ها) در سال ۱۹۷۳ و گرفتن عنوان بزرگ‌ترین نویسنده خیال‌پردازی‌نویس (در همین سال ایشان فوت کردند)

برنده جایزه بین الملی لوکوس در سال ۱۹۷۸ به خاطر کتاب سیلماریلیون (بعد از مرگ)

برنده جایزه مای توپیک در سال ۱۹۸۱ برای کتاب افسانه‌های ناتمام (بعد از مرگ)

برنده جایزه بالروگ (بعد از مرگ)

پس از رای گیری در سال ۱۹۹۹ توسط سایت آمازون (معتبرترین کتاب فروشی اینترنتی جهان)کتاب ارباب حلقه‌ها با دویست و پنجاه هزار رای (۲۵۰۰۰۰) از طرف کاربران اینترنتی کتاب هزاره دوم نام گرفت.

سومین کتاب پرفروش در تاریخ جهان با تیراژ ۱۰۰ میلیون نسخه بعد از انجیل با تیراژ شش بیلیون نسخه و پرسش‌ها اثر ماو تسه تانگ با نهصد میلیون نسخه

دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۴ به عنوان بهترین فیلم بر مبنای داستان ارباب حلقه‌ها

دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی در سال ۲۰۰۱ بر مبنای داستان ارباب حلقه‌ها


پوستر فیلم کتاب 2

نارنیا چیست و کجاست؟

به نام او

نارنیا , نام یک مجموعه داستان 7 جلدی تخیلی به قلم سی اس لوییز است.

نام کامل: سرگذشت نارنیا(به انگلیسی Chronicles of Narnia)

 داستان نارنیا(بجز داستان "اسب و پسرکش" که داستانی از افسانه های نارنیایی هاست(که در زمان شاهنشاه پیتر اعظم اتفاق افتاده است))  , در هر کتاب داستان چند کودک است که در 6 زمان مختلف برای نجات سرزمینی افسانه ای به نام نارنیا, به آن جا احضار میشوند, و داستان هر کتاب, ماجرایی است که برای آنها اتفاق می افتد .

در هر داستان, چند کودک از اهالی لندن به روسی وارد دنیای نارنیا میشوند(دو بار با جادو, یک بار با یک گنچه, یک بار  هنگام برخورد قطار به آن ها) و در آنجا اصلان شیر(به ترکی به معنای شیر بزرگ) را ملاقات میکنند و به آن ها وظیفه ای در قبال نارنیا داده میشود که باید با انجام کاری(که کاری دشوار است) نارنیا را از یک بدبختی  نجات دهند.

 

سری کتاب های نارنیا

لوئیز, کتاب ها را به ترتیبی که بیشتر ما میخوانیم ننوشته بود اما در وصعیت نامه خود قید کرده بود که به این ترتیب کتاب هایش را بخوانند:

1 خواهرزاده جادوگر   2 شیر جادوگر و گنجه   3 اسب و پسرکش  4 شاهزاده کاسپین

5 صفر گشتی بامداد نورد  6 صندلی نقره ای   7 آخرین نبرد

 

شخصیت ها

شخصیت های اصلی داستان از این قرارند:

اصلان شیر:

او خالق سر زمین های نارنیا ست که هر زمان که منطقه نارنیا به کمک احتیاج دارد او ظاهر میشود و چند زمینی(اهالی کره زمین) را به نارنیا احظار میکند تا آنها مشکل را برطرف کنند

خانواده پونسی(پیتر و ادموند و سوزان و لوسی)

اولین خانواده سلطنتی در نارنیا؛ در کتاب دوم, به علت جنگ در انگلستان آن ها به خانه پروفسور کرک(همان دیگوری) میروند و از گنجه ای در آن خانه به نارنیا میروند و بعد از این که با ملکه سفید(جادیس) میجنگند در نبرد اول برونا او را شکست میدهند و به تخت مینشینند . داستن کتاب سوم در دوره سلطنت آن ها اتفاق میافتد .

این خانواده به طور کل(بجز سوزان که بعد از مدتی اعتقادش به نارنیا را از دست میدهد) در 5 کتاب از 6 کتاب نارنیا هستند(کتاب ششم صندلی نقره ای).

یوستس کراب:

او پسر خاله خانواده پونسی محسوب میشود که کلا در ابتدا با نارنیا مخالف بود و آن را قبول نداشت ولی پس از سفرش به نارنیا(سفر کشتی بامداد نورد) به آن اعتقاد پیدا کرد و سپس در دو کتاب دیگر نقش به سزایی در نجات نارنیا داشت

جیل پول:

دوست و هم مدرسه ای یوستس که در دو کتاب آخر  به نارنیا میرود .

دیگوری کرک-لرد دیگوری

او از اولین کسانی ات که به نارنیا سفر میکند و در واقع او شاهد بوجود آمدن نارنیا است(به عنوان آقای کرک هم معروف است)

پولی پلامر-لیدی پلی

دوست دیگوری که او هم در کتاب اول به همراه دبگوری به سرزمین نارنیا رفت و شاهد بوجود آمدن آن بود.

جادیس

در عمل او ملکه منفور نارنیایی هاست که همه آنها از او متنفرند و در کتاب اول به علت حماقت دیگوری به نارنیا میآید و در کتاب دوم در نبرد اول برونا کشته میشود.

تش

خدا و معبود کالئورمنی ها که در واقع کلا یک بار بیشتر در داستان پدیدار نمیشود. به گفته اصلان او دقیقا نکته مقابل اصلان است.

 

مکان ها در نارنیا:

کلا در سرزمین ها ی نارنیا ما 3 کشور مهم داریم, نارنیا و آرکنلند(Archonland) که سرزمین های مردم سفید یا به قول کالئورمنی ها بربرهاست و کالئورمن که سرزمین افراد سیه چرده است  

 

 موجودات نارنیا:

در نارنیا, موجوداتی که از نسل دایره اولیه موجوداتی که کنار اسلان بودند سخنگو بودند, موجوداتی افسانه ای مانند فاون ها(Faun) و سانتور ها و غول ها(Giants) و تک شاخ ها وجود دارند و تا حد امکان در داستان تلاش بر این شده است که خصوصیات آنها در افسانه ها توجه شود.

فیلم : 

فیلم این مجموعه تا جلد چهار ساخته شده و در حال تکمیل است.

نویسنده:نوید ابراهیمی

ویراستار : محمد رضا اصولی

این مطلب مستقیما توسط نوید ابراهیمی نوشته شده و هیچ گونه کپی برداری در آن نیست.

هرگونه کپی برداری با درج نام نویسنده و منبع (وبلاگ دابی) بلامانع است.

اساطیر ایران و یونان

اساطیر ایران و یونان

اساطیر هر کشور یا هر ناحیه رابطه ی مستقیم با تاریخ آن کشور یا آن ناحیه دارد پس مهاجرت از جایی به جای دیگر ممکن است موجب تغییر در اساطیر شود از این رو شباهت های زیادی بین اساطیر ایران و یونان (گروهی آریایی ها به یونان مهاجرت کردند) وجود دارد حال می خواهیم به مقایسه دو اسطوره ی اسفندیار و آشیل بپردازیم

اسفندیار

پسر گستاسب از کتایون بود . در زردشت نامه پژدو آمده که زرتشت او را در آب مقدس رویین تن کرده و تنها چشمانش آسیب پذیر ماند چون چشمانش را زیر آب بست .در جنگ با رستم به راهنمایی سیمرغ توسط رستم کشته شد

آشیل

فرزند پلئوس (از یاران هرکول ) از تتیس بود پیشگویی شده بود که پسر تتیس از پدر برتر خواهد بود (به همین دلیل تتیس با زئوس ازدواج نکرد) .در رود اسیتیکس در هادس(جهان زیرین )به وسیله مادرش که یک الهه بود رویین تن شد اما پاشنه ی پایش که در دست مادرش بود رویین نشد .در جنگ تروی به وسیله تیر زهرآلود پاریس کشته شد .تیر را آرس(خدای جنگ) هدایت کرد .

شباهت ها :

1. هر دو فرزند دو پهلوان بودند

2. هردو از پدر هایشان برتر بودند

3. هردو رویین تن بودند

4. هردو توسد دو نیروی الهی رویین تن شدند(تتیس و زرتشت)

5. هردو توسط دو پهلوان کشته شدند

6. هر دو به راهنمایی دو نیرویی الهی کشته شدند.(آرس و سیمرغ)

نتیجه گیری:

آریایی ها به ایران آمدند و پیرها در ایران ماندند و جوان ها به دنبال کشور گشایی رفتند و تعدادی از آنها در یونان ساکن شدند .میدانیم که در فرهنگ پیرها قصه گو هستند به همین دلیل اساطیر ایران دارای تخیل کمتر و دلایل منطقی تر نسبت به اساطیر یونان است.

این مطلب مستقیما توسط خودم نوشته شده و هیچ گونه کپی برداری در آن نیست.

هرگونه کپی برداری با درج نام نویسنده و منبع (وبلاگ دابی) بلامانع است.

اینم یه عکس از آگاممنون و آشیل